اماما!
چگونه می توان وجودت را به تصوير کشيد که قلم در مقابل شکوهت عاجز است و شرمسار .
چگونه می توان از خورشيد فروزانی سخن گفت که گرمابخش دل های مُرده و يخ زده زمينيان بود. او که با کلام ملکوتی اش «عالم محضر خداست» حضور حضرت حق را در عرصه گاه هستی به همگان نمايانْد تا زشتی ها و پليدی ها از زمين پاکِ خدايی رخت بر بندد.
او که پرچم ناب محمدی را در عرصه گيتی برافراشت و ندایِ عدالت نبوی را در مقابل طاغوتيان زمان به گوش جهانيان رساند.

ای خورشيد هستی بخش!
با تو سخن می گوييم؛ از آن هنگام که گوهران ناياب سخنت، چراغ هدايتی بود در ظلمات و گمراهی، و وحشت و اضطرابِ زمانه.
با تو سخن می گوييم؛ از آن هنگام که دستهايت نوازش دهنده ی يتيمان در بيابان هایِ سرگردان تنهايی بود. حضورت تسلّادهنده ی قلوب شکسته ی پيران و اميدی بود بردل های سرگردان و پريشان جوانان که چون کشتی به گِل نشسته را می مانْد

آری او، مرد تنهای صحنه های آتش و خون، پاکمردی از بيشه عدالت و ايمان، و آزاد مردی بی مانند در جهان معاصر بود که آزاد مردان عالم از شميم نفس های گرمش، به زندگی سلام گفتند

۱۴ خرداد ماه، سالروز رحلت معمار کبير انقلاب اسلامی حضرت امام خمينی (ره) بر همگان تسليت و تعزيت باد

 

 

شما هم نظر خود را در مورد این پست به ما بگوید

4 × 2 =